نوشته های مرا دنبال کنید

این وبلاگ تا اطلاع ثانوی به حالت تعلیق درآمده و نویسنده به دو مغازه بالاتر کوچ کرده است .

برای خواندن مطالب شخصی بنده به آدرس زیر مراجعه کنید ، به دلیل پشتیبانی نکردن بلاگفا از لینک های بلاگ بیان ، آدرس به صورت منقطع در اختیار شما قرار گرفته است .


elhamhabashi
blog.ir.

اینستگرام :
https://www.instagram.com/elham_habashi17/

برگشته ام

دو سال است که رفته ام 
عاشقی ممنوع من خآک خورد و بین جمله های زبر من تار عنکبوت تنیده شد 
برگشتم تا به تن رز های سرخ فرش این مکآن دوست داشتنیه خودم چوب بزنم 
آمده ام تآ دوباره بنویسم
بنویسم دختر عاشق پیشه ی 18 ساله ای که این حوالی پرسه میزد امروز 23 ساله برگشته است 
خآمی هایش سوخته و کآلی اش از سبزینگی افتاده 
کرم خورده نشده و سخت ایستاده است !
تجربه اش کامل نه اما دیگر آدم ها را راحت تر می شناسد 
حماقت هایش ریخته و اهدافش شباهتی به آرزوهای آن بانوی 18 ساله ی قصه ی زندگی من ندآرد
حالا هدف من 23 ساله ی چندشخصیتی از عاشقی به جآودانگی تغییر شکل داده است 
به جاوید شدن بسیار اندیشیده ام
از مرگ هراسی ندارم
از زخم خوردن های زیاد هم گرگی شده ام بآران دیده
آنقدر زمین خورده ام که چگونه قدم برداشتن را دریافته ام
به جاوید شدن می اندیشم 
و این جاودانگی زمانی به حقیقت خواهد پیوست 
که اولین کتابم را پشت ویترین کتاب فروشی ها به چشم ببینم
نفس عمیقی بکشم 
ابرو بالا اندازم و مفتخرانه تر قدم بردارم ، سرم را بالا بگیرم و دیگر از نبودن وحشت زده نشوم 
بدانم که راهم را پیدا کرده ام و شروع را یاد گرفته ام 
و دیگر برای من هیچ فانی بودنی معنآ نخواهد داشت ...

دلت هوس دیگری داشت

نه مهربانی عشق من

دروغـــــ ــگو

توبوا الی الله توبا نصوحا

حتی اگر بدترین آدم دنیآ هستی

از صبح فردا ک چشم بآز کردی نباش اونی ک بودی

هیچ وقت دیر نیست

هیچ وقت برای برگشتن از تاریکی دیر نیست

برگرد

نذار هر وقت ب پشت سرت نگاه کردی جز پشیمونی و اشتباه چیزی نبینی

تا هرجا ک بد بودی و بدی کردی دیگه گذشت / تموم شد اونی ک نباید میشد و شد. . .

حر بآش

خودت رو نجات بده 

توبوا الی الله توبا نصوحا

توبه کن / توبه ای بی بازگشت / توبه ای نصوح

دلم تنگ است...

دلم تنگ است

 

 

 

 تنگ جاییس

 

 

 

یک کوچه

 

 

 

یک مدرسه

 

 

 

یک حیاط بزرگ

 

 

 

ادامه نوشته

دختر عزیزم " مهربان "

نمیدانم این چندمین نامه ایست ک برایت مینویسم

و نمیدانم کی آن را خواهی خواند

این روزها

دلم پر از خالی هاییست ک نمیدانم با چ و ک پرش کنم

دو راهی های زندگی ام صد راهه می شوند

انگار هیپنوتیزمم کرده اند

دلم هزاران چیز در تضاد هم را میخواهد

میخواهم شیطان وجودم را خفه کنم

اما گاه گاهی سر از قبر وجودم بیرون میکند

ادامه نوشته

حقیقت سوره ی نسا

یک زن مسلمان  و مومن باید بپذیرد که :

 

طبق آیه 3 سوره ی نساشوهرش حق دارد 4 همسر داشته باشد

 

طبق آیه ی 34 سوره ی نسا شوهرش حق دارد در صورت نافرمانی او را کتک بزند

 

طبق ایه ی 34 نسا ارزش یک زن از مرد کمتر است و یک مرد چون خرجی میدهد مالک وی محسوب میشود

 

طبق آیه ی 24 سوره ی نسامی توان در جنگ ب عنوان یک کالا از زن استفاده کرد

 

طبق آیه 11 سوره ی نسا ارث نیمه به زنان میرسید

 

طبق آیه 223 سوره ی بقره زن کشتزار مرد لقب دارد  ک هر زمان به سلیقه و علاقه ی خود در این زمین کشت و زراعت کند

 

______

 

مطالبی ک در متن بالا خوندید یک سری اطلاعاتی هستند ک با یک آرایش غلط ب طوری ک خواننده برداشتی نادرست ازشون داشته باشه چیدمان شدن

 

خیلی از خانوم ها و حتی آقایونی ک مدافع حقوق زن هستند  با دیدن و خوندن متن های این چنینی از دین و خدا روی گردان میشن همین طور ک تا الان خیلی ها شدن...

 

 

 

حالا من میخوام  اصل این آیه ها رو با تفسیر درستشون بازگو کنم

 

 

ادامه نوشته

الیاس (قسمت دوم)

یعقوب خدا را به کشتی دعوت کرده است

شب تا به صبح با خدا کشتی میگیرند

سپیده دم که میرسد

خدا باید برود

برود و به کارهای روزانه ای که با بنده هایش دارد رسیدگی کند

ادامه نوشته

الیاس ( قسمت اول )

اول از همه عیدتون مبارک باشه  و نماز روزه هاتون قبول :)

_سلام رفیق

سلام هم نفس

چه خبر ؟ کم پیدا شده ای !

تو خود بهتر میدانی که روی دیدنت را ندارم؛شرمسار مهربانی هایت هستم ؛ مهربانی های پایمال شده ات...

رفیق آینه نشینِ من, الیاس را بخاطر داری؟

الیاس از خدا روی برگردانده بود , شاید او هم مثل خیلی های دیگر باید از چرخه ی سربلند شدن خارج میشد

الیاس پرخاشگرانه فریاد برآورد : خدایا !دیگر به سراغ الیاس نیا

ادامه نوشته

قطعه ای از بهشت

 

 

می گویند اینجا شب است

پنجره های قلبت را که دودی کرده باشی خورشید هم منبع تاریکی میشود

می گویند امید همان ایمان است

زین پس ایمان را امید صدا خواهم زد

اشتباه نکنید

اینجا بهشت نیست

ولی شهریست  که قطعه ای از بهشت نام دارد

بهشتی که مردمانش در افسردگی رکورد دارند

اینجا شهریست که بدکاری بی غیرتی و پستی عده ای دامن گیر عزت تمامی مردمانش شده است

خیابان های منتهی به خانه ی امام از ظهور عیسی تکان نخورده اما جایی که پرنده پر نمیزند چراغ سه زمانه دارد

اینجا بهشت است

شهری که عده ای شکم خود را با خالی کردن جیب مهمان ارباب گنده کرده اند

اینجا خانه ی امام کاخی شده که برای مهمانش جای خواب ندارد

اینجا بهشت است

همسایگان نمک میخوردند و نمک دان شکنی میکنند

اینجا بهشتی است که مردمانش در زمین آقا بذر دورویی و نفاق می پرورانند

دوستان ناروی رفاقتشان را میخوردند

معشوق کاری جز بازی دادن به احساس و زندگی عاشق گردن آویز افتخاری ندارد

اینجا بهشت است

نمک خوردن و نمک دان شکستن ...

محبت نوشیدن و جام باده بر زمین انداختن...

خوبی دیدن و دل شکستن ...

عهد بستن و پیمان شکستن...

شکستن و شکستن و شکستن  مرسوم است ...

ش ک س ت ن نشان مردانگینامردمان  این بهشت خیالیست

مردم این آب و خاک حرمت سلطان علی ابن موسی الرضا را به بهترین نحو ارج نهاده اند...

 

 

* باران طلایی *

خرداد 91